X
تبلیغات
جشنامه

شعرها ونوشته های جوانی من

هر کس مرا بجوید مرا می یابد وهرکه مرا بیابد عاشقم می شود وهرکه عاشقم بشود او را می کشم وخون بهای او منم
یکشنبه 9 آذر‌ماه سال 1393

بگذار کمی از این روزهای کسالت بار بنویسم بگذار بنویسم که این روزها ازتمام اشنایانی که با انها غریبه ام بریده ام این روزها در خیالم باتو قدم میزنم خوابهایم بوی تو را میدهند باتو حرف میزنم در خیال اما به خود امدنم گران تمام میشود این روزها وقتی میخوابم ارزویم باتو بودن است چه میشود کرد درمان دوری جزخیال نیست دارم جنون را با خیال در هم می امیزم وتو را میهمان هر روز  این روزها می سازم میدانم تو از من دوری اما به قول اخوان زمستان است سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است  لااقل تو در خیال جوابم را میدهی میخندی ومن به خنده ات میخندم همین کافی است بیا بنشینیم زیر بید مجنون و تو حرف بزن من فقط نگاهت میکنم این همه سال حرف زده ام حرف بزن جای حرفهای تو خالی است بگذار این داستان تخیلی را با هم تمام کنیم
جمعه 7 آذر‌ماه سال 1393

اون روز رو یادمه

بر اساس یه داستان واقعی

از من پرسید اقا امروز دوشنبه است گفتم اره 
گفت اون روز هم دوشنبه بود 
گفتم :کدوم روز میگی 
سرش از صندلی کشید عقب وبا خودش بلند بلند حرف می زد می گفت اون روز هم دوشنبه بود که این اسکولها تصمیم گرفتن برند بیرجند 
من هواسم بهش بود اما برنمی گشتم نگاهش کنم نمی خواستم ببینمش با خودم گفتم پیرمرد حتما مشکلات زندگی بهش فشار اورده 
اتوبوس حرکت کرد من داشتم به کسی فکر می کردم که سالیان سال عاشقش بودم دوباره حرفهایش را شنیدم 
اما حیف شد تانکهای عراقی زدنش اصلا همین تابستان پارسال بود هلیکوپتر های عراقی همه چی رو زدن به بچه ها گفته بودم نباید راهی جاده بشید چند نفری میشدن ...
حالا همه داشتن نگاهش میکردن بعضیها داشتن بهش می خندیدن اما من داشتم قضاوتش می کردم داشتم می شنیدم ....
ادامه داد...
من زن و بچه ندارم لامروت تنهام گذاشت نمی دونم چی شد ولم کرد میگفت من دیوونم شاید دیوونم دیگه 
تازه داشتم میفهمیدم چه بلایی سرش آمده است زنی نگاهش کرد و بلند گفت : 
یارو دیوانه است چرا اینطوری حرف میزنه ؟
دوباره ادامه داد
ببین ببین من از این پیکان داشتم با انگشت اشاره یکی از ماشینهای کف خیابان را نشان داد یه روز ماشین رو برداشتم از خونه فرار کردم آخه بابام نمی ذاشت برم جبهه اما من رفتم 
یهویی بلند خندید وگفت یادش به خیر 
زن دوباره بلند گفت دیوانه 
اتوبوس وایستاد من بلند شدم باید پیاده میشدم برگشتم و مرد را نگاه کردم خواستم به آن زنی که مرد را دیوانه خطاب میکرد بگویم :دیوانه هفت جدو آبادته این تو جنگ براش این اتفاق افتاده اگه اینا نبودن من و تو معلوم نبود زیر پرچم کدوم کشور زندگی میکردیم
اما نگفتم برگشتم وکارت کشیدم و پیاده شدم بغض کردم دلم به حال تنهاییش سوخت

دوشنبه 26 آبان‌ماه سال 1393

حاج قاسم سلیمانی

انتشار حقایقی درباره حضور حاج قاسـم سلیـمانی در عراق برای اولین بار ***

حتماً حتماً بخونید، نخونید از دستتون رفته (متنش زیاه ولی ارزش خوندن داره)

<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>

گفت‌وگوی تفصیلی فارس با نماینده «عصائب اهل‌الحق» در ایران:
حاج‌قاسم در اتاق جنگ مقاومت/
اربعیـن امسال یک رژه بزرگ نظامی است/
حضور حاج‌قاسم در آمرلی در زمان محاصره/
امنیت اربعین را با کمک ایران تامین می‌کنیم/
ناگفتـه‌هایی از عملیات‌های مقاومت در عـراق/
به دنبال شکست حاج قاـسم در عراق هستند/
حاج‌قاسم به جای دادن ماهی، به ما ماهیگیری یاد داد/
پیرزن عراقی می‌گفت: بگذار بکشند، پسـرم قاسـم می‌آید/
نماینده عصائب اهل‌الحق در ایران: اگر شخص حاج قاسم نبود، حرمین امامین عسکریین، بسیار بدتر از گذشته تخریب می‌شد و ان‌شاءالله روزی خود او این ماجراها را بازگو کند/
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
با شیخ جابر در مجالی کوتاه به گفتگو نشستیم تا برایمان از عراق بگوید، از عملیات هایی که انجام شده، از آینده و از یک نام. کسی که این روزها بیشتر در صحنه های نبرد عراق چشم می‌آید و هر فریم عکسش برای دوست و دشمن پیام دارد. سردار حاج قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران.

رجبی درخصوص اهمیت کمک‌های ایران به جبهه مقاومت، اظهار داشت: کمک ایران به ما مانند کمک آنها به حماس و جهاد بود. ایران در فلسطین کاری کرد که خود مردم غزه از غزه دفاع کردند. در عراق هم همین طور است. امروز مردم عراق هستند که از کشور خودشان دفاع می‌کنند و این هنر ایران بود.
وی افزود: حاج‌قاسم به جای ماهی، به ما ماهیگیری یاد داد و ثمره آن همین شد که امروز مقاومت عراق دنیا را مبهوت کرده است.

* عکس‌های حاج قاسم با لباس غیرنظامی پیام دارد*
وی در بخش دیگری از گفتگو با فارس به نقش سردار قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه در عملیات‌های مقاومت در عراق اشاره کرد و گفت: وقتی «حاج ‌قاسم» با لباس غیرنظامی در پایان پیروزی عملیات، در میان همه نظامیان عکس می‌اندازد، این یک پیام دارد؛ یعنی من با سلاح نیامدم.

* ایران فرقی میان گروههای مقاومت عراق قائل نیست*
نماینده عصائب اهل حق در ایران، بزرگترین کار حاج ‌قاسم را ایجاد اتحاد در میان مبارزین عنوان کرد افزود: دشمن باور نمی‌کرد که مردم آمرلی و جرف‌الصخر از شهرشان دفاع کنند. البته ایران همه نوع کمکی انجام داد و هیچ فرقی هم میان عصائب،‌ کتائب، حماس، حزب‌الله و دیگران قائل نیست.

* ایران بود که به کمک کردستان عراق آمد*
رجبی خاطرنشان کرد: امروز نه تنها مردم عراق بلکه در دنیا نیز هیچ کس حتی مغرضین نمی‌توانند یکسری مسائل را کتمان کنند. برای مثال شما ببینید آمریکایی‌ها با چه سر و صدایی برای کمک به کردستان عراق آمدند؟ این واضح است که کردستان سال‌ها هم پیمان آمریکا بود اما آیا در لحظه سختی، آمریکا به آنها کمک کرد؟ آیا کمک‌های آمریکا بود که اربیل را نجات داد؟ نه، دستی که به سمت آنها دراز شد، دست مقاومت، ‌دست ایران و حاج‌قاسم بود.
وی اضافه کرد: وقتی مردم کردستان این را می‌بینند علیرغم همه تبلیغات دشمن، خودشان متوجه می‌شوند که چه کسی به آنها کمک کرد.

* مجاهدین مسلح مقاومت نیروهای حاج قاسم هستند*
نماینده عصائب اهل حق در ایران ادامه داد: شما نگاه کنید حاج‌قاسم چقدر دشمن دارد و چقدر هزینه می‌کنند تا ردی از او بزنند؟ اما وقتی او می‌آید در منطقه نظامی، در حالی که دور و برش افراد مسلح عراقی حضور دارند و با آنها عکس می‌گیرد، پیام آن این است که حاج قاسم به اینها اعتماد کامل دارد و در واقع اینها نیروهای خودش هستند.

* حضور حاج قاسم در اتاق جنگ مقاومت*
نماینده عصائب اهل حق در ایران تصریح کرد: حاج‌قاسم به همراه برخی دیگر در اتاق فرماندهی حضور دارد و مشورت می‌دهد اما فرماندهان اصلی میدان عملیات‌ها، عراقی هستند.
وی در عین حال با بیان اینکه حضور حاج قاسم در عراق، سفرها و برنامه‌هایش با همکاری و هماهنگی دولت عراق است، گفت: در عراق مستشاران نظامی زیادی حتی از آلمان و آمریکا و ... وجود دارند ولی فقط حاج قاسم برای مشورت در اتاق های جنگ مقاومت حضور دارد.

* پیرزن عراقی می‌گفت: بگذار بکشند، پسرم قاسم می‌آید*
نماینده عصائب اهل حق در ایران به میزان محبوبیت سردار سلیمانی در میان مبارزین و مردم عراق اشاره کرد و با ذکر خاطره‌ای گفت: در نزدیکی بغداد شهری به نام ابوغریب هست که ساکنان آن، اهل سنت هستند. یک مرتبه که خودم با نیروهایم در آنجا حضور داشتیم، در راه به پیرزنی برخورد کردیم. خیلی حیران بود. از او پرسیدم چه شده؟ به عربی شروع کرد خطاب به داعش صحبت کردن و گفت «بکشید، اما قاسم می‌آید. پسرم قاسم می‌آید.» ما ابتدا فکر کردیم قاسم، پسر اوست اما در خلال صحبت‌هایش فهمیدیم که منظورش حاج قاسم سلیمانی است. این قبل از زمانی است که عکس‌های حاج‌قاسم منتشر شد. این یعنی امید داشتن و این امید، مردم عراق را زنده نگه داشته است.

*اگر شخص حاج قاسم نبود، حرمین عسکریین نابود می‌شد*
رجبی تصریح کرد: باید صراحتا بگویم که حاج‌قاسم از تخریب مجدد حرمین عسکریین جلوگیری کرد و اگر شخص خود او نبود، این حرم بسیار بدتر از گذشته تخریب می‌شد و انشاءالله روزی خود او این ماجراها را بازگو کند.

* حضور حاج قاسم در «آمرلی» در زمان محاصره*
وی در بخش دیگری از گفتگو با فارس به اهمیت مقاومت در شهر «آمرلی» اشاره کرد و برای تبیین سختی این کار گفت: موصل با 3.5 میلیون جمعیت، ظرف یک صبح تا ظهر سقوط کرد ولی آمرلی با 15 هزار نفر که تعداد زیادی از آنها کشاورز و زن و بچه بودند، 80 روز مقاومت کرد. این خیلی مهم است. این جالب است که بدانید حاج‌قاسم حتی قبل از آزادی آمرلی و وقتی که این شهر در محاصره قرار داشت، به آمرلی رفت و آنجا با مردم صحبت کرد.
نماینده عصائب اهل حق در ایران ادامه داد: در این عملیات نیروهای مقاومت چنان هماهنگ با یکدیگر عمل کردند که کسی متوجه نمی‌شد اینها عضو یک گروه نیستند.

* اربعین امسال یک رژه بزرگ نظامی است*
رجبی در ادامه به موضوع اربعین و کاروانهای پیاده شیعیان در این روز اشاره کرد و درخصوص برقراری امنیت در این مناطق اظهار داشت: اربعین امسال یک رژه بزرگ نظامی زیر پرچم امام حسین(ع) است و حتی بسیاری از مردم اهل سنت عراق نیز در این روز به سمت کربلا پیاده‌روی می‌کنند.

* به دنبال شکست حاج قاسم در عراق هستند*
وی با بیان اینکه در سال گذشته بیش از 930 خمپاره آماده پرتاب را خنثی کردیم، اظهار داشت: دشمن به دنبال این است که القا کند ایران جنگجو به عراق فرستاده اما این طور نیست. آنها به دنبال یک شکست از مقاومت هستند تا بگویند قاسم سلیمانی هم آمد اما نتوانست کاری کند.

* امنیت اربعین را با کمک ایران تامین می‌کنیم*
رجبی با بیان اینکه تاکنون چندهزار نفر از عوامل بعثی دستگیر شده‌اند، گفت: ما امسال با کمک دیگر نیروها و با همکاری ایرانی‌ها امنیت زائران را تامین می‌کنیم.

پایان/
تاریخ انتشار:93/08/25

یکشنبه 18 آبان‌ماه سال 1393

یه سری زدم به مهندسین صنایع چهار سال پیش یادش به خیر به وبلاگ بهترینها

یه سری زدم به وبلاگ مهندسی صنایع بهترین حرفها  ، گریه کردم، خندیدم ، اما بیشتر دلم گرفت  چقدر زود گذشت چقدر از بچه ها دور شدیم  هر کی رفته پی کار خودش


بعد یه چند دقیقه آهنگ گلنار رو زمزمه کردم گریه ام گرفت



دانلود آهنگ


گلنار گلنار کجایی که ازغمت 
ناله می کند عاشق وفادار 

گلنار گلنار کجایی که بی تو شد 
دل اسیر غم دیده ام گهربار 

گلنار گلنار دمی اولین شب 
آشنایی وعشقمان بیاد آر 

گلنار گلنار در آن شب تو بودی و 
عیش و عشرت و آرزوی بسیار 

چه دیدی از من، حبیبم گلنار 
که دادی آخر، فریبم گلنار 

نیابی ای کاش نصیب از گردون 
که شد ناکامی نصیبم گلنار 

بوَِِِِد، مرا در دل شب تار آرزوی دیدار 
تا به کی پریشان تا به کی گرفتار 

یا مده مرا وعده وفا راز خود نگه دار 
یا به روی من خنده ها بزن قلب من بدست آر 

چه دیدی از من حبیبم گلنار 
که دادی آخر فریبم گلنار 

نیابی ای گل نصیب از گردون 
که شد ناکامی نصیبم گلنار 

لب خود بگشا، لب خود بگشا 
به سخن گلنار دل زارم را مشکن گلنار 

نشدی عاشق، نشدی عاشق ز کجا دانی 
چه کشد هرشب، دل من گلنار 

نشدی عاشق نشدی،عاشق ز کجا دانی 
چه کشد هرشب، دل من گلنار



به همان سادگی 

که کلاغ سالخورده

بانخستین سوت قطار 

سقف واگن متروک را ترک میگوید

دل دیگر در جای خود نیست

به همین سادگی

-----------------------------------------------


قطار می رود 


تو می روی 


تمام ایستگاه می رود


و من چقدر ساده ام


که سالهای سال 


در انتظار تو


کنار این قطار رفته ایستاده ام


و همچنان


به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام


شنبه 17 آبان‌ماه سال 1393

دیگر باید تکه تکه های قلبم را از کوچه پس کوچه های این شهر جمع کنم
وبروم پی کار خودم
عاشقی برایمان بس است دیگر

( تعداد کل: 250 )
   1       2       3       4       5       ...       50    صفحه بعدی