X
تبلیغات
نماشا
رایتل

تراوشات ذهن من

شب به شب قوچی از این دهکده گم خواهد شد ماده گرگی دل اگر از سگ چوپان ببرد
جمعه 29 آذر‌ماه سال 1392

شب یلدا مبارک

اسمش را می گذاریم شب یلدا وفکر می کنیم این شب یلدا حتما خیلی طولانی تر از شبهای دیگر است فال حافظ می خوانیم انار می آوریم و هندوانه ، با شوق عجیبی آنها را می چینیم کنار هم  وفکر می کنیم فقط همین یک شب را داریم برای دیدن دوستان و اشنایان وفکر می کنیم باید گوشیهایمان را اماده کنیم و دوستانمان را با یک پیامک زیبا سورپرایرز کنیم اما شاید می دانیم و شاید هم نمی دانیم که این شب از شبهای دیگر فقط چند ثانیه بیشتر است فقط چند ثانیه ،چند ثانیه ... 

این زندگی مدرن چه بلایی سر ما آورده است که برای دیدن آشنایانمان باید دنبال بهانه ای باشیم  وبرای بوسیدن دست پدرو مادر خودمان منتظر رسیدن عید سال بعد باشیم  

 

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)