X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

تراوشات ذهن من

شب به شب قوچی از این دهکده گم خواهد شد ماده گرگی دل اگر از سگ چوپان ببرد
یکشنبه 18 بهمن‌ماه سال 1394

یادش به خیر پارسال مادرم با پدرم رفته بود مشهد ولی حالا بدون پدرم

عکس تکی به هیچ دردی نمی خورد  

وقتی تو در قاب عکس 

 کنار  مادرم ایستاده ای اما دیده نمیشوی

در عوض چشمهای مادرم پر از تنهاییست

پر از قطره های اشکی ایست که نباریده است

عکس تکی مادرم در صحن  امام رضا پر از ناگفته هاست 

این را من خوب فهمیدم 

وخوب فهمیدم 

عکس تکی به هیچ دردی نمی خورد


نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
دوشنبه 26 بهمن‌ماه سال 1394 ساعت 22:48
+ مردمک
چه بغض سنگینی داره نوشته هاتون ...
چه بغض سنگینیه برنگشتن کسی مثل پدر...
عمیقا باهاتون همدردی میکنم...
عمیقا ..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
از دست دادن پدر یه غم بزرگیه من هر روز باخودم درگیرم سر این قضیه مخصوصا پدر من که فکر میکنم مهربون تر و باشعورتر از اون کسی رو تو زندگیم ندیدم تو خونه همیشه بهم میگفت آقا یوسف
خدا رحمتش کنه خیلی غم بزرگیه از دست دادن پدر