تراوشات ذهن من

شب به شب قوچی از این دهکده گم خواهد شد ماده گرگی دل اگر از سگ چوپان ببرد

تراوشات ذهن من

شب به شب قوچی از این دهکده گم خواهد شد ماده گرگی دل اگر از سگ چوپان ببرد

اس ام اس های عاشقانه - 13 آبان 1389

 

 



 

دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست / تا ندانند حریفان که تو منظور منی / دیگران چو بروند / تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی …

********************

O < — <

0//|0/ | /0

][ | ( ) ( )][

/ / / / /

تشیح جنازه منه!

بلاخره از دوریت مردم

********

تو ویترین زندگی به عروسکی نگاه نکن که مال تو نیست ،

چون اون فقط وسوسه ات میکنه تا اونی رو که داری از دست بدی

********

از شهرداری واحد سد معبر مزاحمتون میشم ببخشید مهربونیتون سد راه دلمون شده

********

عشق آن نیست که چیزی را واقعا دوست داشته باشی دوست داشتن عشق واقعی ست!!!

********

اگه دیدی دنیا برات مفهومی نداره تحمل کن شاید خودت دنیای کسی باشی.

********

ضربان قلبمو روی خنده های تو تنظیم کردم ،پس بخند تا زنده بمونم.

********

با تو بودن برایم عادتی ساخت که بی تو بودن را هرگز نتوانم

********

گزارش سازمان هواشناسی، هرچه می خواهد باشد پس از تو هوا پس است!

شال و کلاه می بافم با خیالت تا در سرمای نبودنت یخ نبندم . . .

.

.

.

عشق یعنی آن نخستین حرفها / عشق یعنی در میان برفها

عشق یعنی یاد آن روز نخست / عشق یعنی هر چه در آن یاد توست . . .

.

.

.

روزی اگر نبودم ، تنها آرزویم ساده ام این است

ریز لب بگویی :

“یادش به خیر”

.

.

.

پشت پا خوردم ز هر کَس که گفت یار منه

چون که دیدم روز و شب در پی آزار منه

هرکه دستی از محبت حلقه کرد بر گردنم

دیدم این دست محبت ، حلقه دار منه . . .

.

.

.

آنکه که قلب خاکی اش را سنگفرش قدم هایت می کند

منم . . .

.

.

.

بار الاها ، ای خدای عدل و داد / هرکه کرده یادی از ما زنده باد

ما که معتاد رفیقیم و خمار روی دوست / در مرام ما نباشد ترک این نوع اعتیاد

.

.

.

پیش از آنی کهبه چشمان تو عادت بکنم / باید ای دوست به هجران تو عادت بکنم

یا نباید به سرآغاز تو نزدیک شوم / یا از آغاز به پایان تو عادت بکنم

بهتر آن است که چشم از تو بپوشم انگار / تا به چشمان پشیمان تو عادت بکنم . . .

.

.

.

عشق یعنی با تو خواندن از جنون / عشق یعنی سوختنها از درون

عشق یعنی سوختن تا ساختن / عشق یعنی عقل و دین را باختن . . .

.

.

.

تو را در مثنوی پیدا نکردم / حضور دیگری پیدا نکردم

سرودم هر غزل تنها بودی برایت ثانوی پیدا نکردم . . .

.

.

.

قدر یاران قدیمی را بدان ای نازنین ، فرش های کهنه را مردم گران تر می خرند . . .

.

.

.

نمیدانم چرا بیمارم امشب / سکوتی خفته در گفتارم امشب

غم اشک دلم آهسته می گفت / پریشان از فراق یارم امشب . . .

.

.

.

عشق یعنی شاخه ای گل در سبد / عشق یعنی دل سپردن تا ابد

عشق یعنی سروهای سربلند / عشق یعنی خارها هم گل کنند . . .

.

.

.

دست من کوتاه از دیدار توست / قلب من اما همیشه یاد توست . . .

.

.

.

هرگاه دلت یاد کسی کرد و فرو ریخت ، آنگاه به یاد آر که من نیز به یاد تو چنینم . . .

.

.

.

سفر مگو که دل از خود سفر نخواهد کرد / اگر منم که دلم بی تو سر نخواهد کرد

من و تو پنجره های قطار در سفریم / سفر مرا به تو نزدیکتر نخواهد کرد . . .

.

.

.

ما را کبوترانه وفادار کرده است / آزاد کرده است و گرفتار کرده است

بامت بلند باد که دلتنگیت مرا / از هرچه هست غیر تو بیزار کرده است . . .

.

.

.

لاله ی داغ دیده را مانم / اشک از رخ چکیده را مانم

دست تقدیر از تو دورم کرد / گل از شاخه چیده را مانم . . .

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد